خودشناسی جه کمکی به موفقیت می کند ؟

افسردگی

افسردگی را در وب سایت راز درون دنبال کنید . 

فسردگی بر پایه افکار منفی می باشد که فرد در ذهن خودش به شکل مبالغه آمیزی بزرگ می کند که نتیجه تحریف های شناختی می باشد

در دو مقاله قبل در ارتباطبا تحریف های شناختی نوشتم و دراین مقاله همراه با مثال به تحریف های شناختی می پردازم :

خانم خانه داری هستید . برای شوهرتان کتلت درست کرده اید و او از سرخ شدن بیش از اندازه دست پخت شما شکایت می کند . ناراحت می شوید وپیش خودتان می گویید : ” چه آدم بذبختی هستم . به درد هیچ کاری نمی خورم , صبرم تمام شده مثل برده ها جان می کنم و کار می کنم و این تشکرش است راستی که چه آدمهای پررویی پیدا می شوند .” در نتیجه این افکار , غمگین و عصبانی می شوید .تحریف شما این تحریف ها را در بر میگیرد : ” تفکر همه یا هیچ , تعمیم مبالغه آمیز , درشت بینی و برچسب زدن .”

وقتی به خودتان می گویید بدبخت هستم گرفتار ذهنیت هیچ یا همه چیز هستید . بسیار خوب گیرم که کتلت شما کمی خشک شده باشد , اما دلیلی نمی شود که آدم بدبختی باشید . وقتی می گویید : ” به درد هیچ کاری نمی خورم ” , تعمیم مبالغه آمیز داده اید . راستی به درد هیچ کاری نمی خورید ؟ هیچ ؟ وقتی می گویید ” نمی توانم تحمل کنم ” درباره ناراحتی خود مبالغه کردهاید . نه خیر کاملا هم قابل تحمل است , اگر بخواهید می توانید . درست است که از غرولند شوهرتان خوشتان نمی آید ؛ اما حرف او مصداق ارزش شما نیست . در آخر وقتی می گویید : ” مثل برده ها جان می کنم و این تشکرش است ؛ چه آدمهای پررویی پیدا می شوند . ” هم به خود وهم به شوهرتان برچسب زده اید . دلیل پررویی شوهرتان نیست . از غذای شما خوشش نیامده است . شاید پررویی کرده , ولی بی چشم و رو نیست . به همین شکل وقتی به خود برچسب بردگی می زنید کاردرستی انجام نداده اید . این طوری خودتان را دست کم گرفته اید .

مثال دیگر : روان پزشک هستید . مقاله ای درباره افسردگی نوشته اید و قرار است آنرا در روزنامه ای چاپ کنید . با سردبیر روزنامه صحبت می کنید و می بینید که ظاهرا از مقاله تان راضی است . اما اعصابتان ناراحت است ؛ پیش خود می گویید : ” حتما اشتباه می کند . من به درد مقاله نویسی نمی خورم . هیچ وقت نمی توانم انتظاراتشان را برآورم . نه انشایم خوب است و نه نظرهای جالبی دارم .”

روان پزشک دراینجا از تحریف های شناختی : ” تفکر هیچ یا همه چیز , نتیجه گیری شتابزده , بی توجهی به امر مثبت و درشت بینی استفاده کرده است .”

شما مجرد و تصمصم می گیرید در یک برنامه اجتماعی مخصوص مجردها شرکت کنید . اما هنوز در برنامه شرکت نکرده احساس بی قراری شدیدی به شما دست می دهد . حالت تدافعی می گیرید و احساس می کنید که دلتان می خواهد هرچه زودتر مجلس را ترک کنید . پیش خود می گویید : ” فکرنمی کنم آدمهای آن قدر جالب باشند , چرا خودم را ناراحت کنم . هیچ کدامشان آدمهای موفقی نیستند . آره به دلم برات شده که نیستند ؛ مهمانی کسل کننده ای است .” تحریف های شناختی شما عبارتند از: ” برچسب زدن , درشت بینی , پیشگویی و دهن خوانی , شخصی سازی ” .

کارفرما حکم اخراجتان می دهد . از شدت ناراحتی چیزی نمانده که دیوانه شوید . پیش خود می گویید : ” معلوم می شود که دنیا هیچ ارزشی ندارد ؛ بر وفق مراد من نیست .

اشتباه شما : ” تفکر همه یا هیچ و بی توجهی به جنبه مثبت این قضیه.”

قرار است در جایی سخنرانی کنید و دلتان شور می زند , راحت نیستید , عصبی شده اید . پیش خود فکر می کنید : ” خدای من , نکند حرفها را فراموش کنم . سخنرانی بلد نیستم , حتما دستپاچه می شوم . آبرویم خواهد رفت .”

اشتباه شما : ” تفکر همه یا هیچ , نتیجه گیری شتابزده , ریزبینی , برچسب زدن .”

در این مقاله تحریف های شناختی را با مثال توضیح دادم تا اینکه بتوانید راحتتر درتغییر دادن آنها اقدام کنید .

شهنازغفاری برگرفته از کتاب روان شناسی افسردگی

رازدرون – خودشناسی – خودکاوی

 

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *