Cart

شناخت  تضاد اساسی ازطریق خودکاوی و خودشناسی از دیدگاه کارن هورنای را در وب سایت راز درون دنبال کنید.

در محیط خانوادگی ناایمن کودک تلاش می کند روش های مقابله ای ( مهرطلبی , برتری طلبی یا دوری گزینی ) را انتخاب کند تا بتواند میزان آزارها و اذیت ها را نسبت به خودش کاهش دهد .

بکاربردن هر کدام از این روشهای مقابله ای تضاد اساسی را درکودک به وجود می آورد بخاطر این که کودک در قبال هریک از اعضای خانواده بایست یکی از این روش ها را بکارببرد مثلا اگر پدر سلطه گر است کودک از روش مهرطلبانه استفاده می کند و درعوض اگر مادر آسان گیر باشد روش پرخاشگرانه بکارمی برد و بکار بردن هرکدام از این روش ها فشار واسترس مضاعفی را بر کودک تحمیل می کند بخاطر اینکه کودک درچنین محیط نا ایمن مجبور است خود واقعی اش را پنهان و سرکوب کند. بنابراین کشمکش این تضاد اساسی بسیار دردناک است و کودک مجبورمی شود در برخورد باهرکدام از اعضای خانواده دوتا از آنها را پنهان کند و یکی را بکارببرد مثلا در برابر پدر سلطه گر برتری طلبی یا دوری گزینی را پنهان می کند و مهرطلبی را درپیش می گیرد.

همانگونه که درمقاله قبلی گفتیم به علت شرایط نامساعد دو مشکل بیچاره کننده و ناتوان کننده , یعنی “اضطراب اساسی ” و ” تضاد اساسی “ در درون کوک شکل می گیرد و آرامش و تعادل روانی اورا مختل می کند. مشکلاتی که کودک با آنها مواجه است مانع ازآن می شودکه احساس ارزش و اعتماد به نفس واقعی در وی شکل بگیرد . کودک در چنین محیطی مجبور است انرژی ها و نیروهای مثبت و سازنده وجود خود را دائما صرف خنثی کردن آزاری نماید که از دیگران به وی می رسد و آنها را در یک حالت دفاعی هدر می دهد و رفته رفته نیروی درونی و هسته وجودی اش سست و ضعیف می گردد .

تضاد اساسی و کشمکش ها وحدت و یکپارچگی کودک را از بین می برد و مجموعه این عوامل بواسطه تضاد اساسی ایجاد موجب می شود که ” خود اصلی و واقعی “ کودک بسیار کند پیش برود مثل رشد آدم کوتوله و درچنین حالتی بخاطر تضاد اساسی که در کودک وجود دارد اعتماد بنفس که منشأ آن ” خود اصلی و واقعی ” است ؛ در چنین کودکی ضعیف و کم رشد می شود.

درمقاله بعدی بازهم مبحث تضاد اساسی را ازدیدگاه کارن هورنای دنبال خواهیم کرد.

 


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *