روانکاوی

خودکاوی و خود شناسی

خود کاوی و خودشناسی را از دیدگاه کارن هورنای در وب سایت راز درون دنبال کنید . خودکاوی و خود شناسی شما را با راز درون آشنا می سازد.

راز درون مثل اقیانوسی می باشد که هم چیزهای گران بها را در بر دارد و هم چیزهای بی ارزش .

خودکاوی و خود شناسی از دیدگاه کارن هورنای بیشتر به آسیب هایی که فرد در دوران کودکی دیده است می پردازد.

بایدهای عصبی که در یک فرد عصبی  شکل می گیرد حکم احتیاجات درونی شخص به خود می گیرد یعنی اینکه فرد بقدری تحت فرمان این بایدهای عصبی می باشد که بین ضرورت و عذم ضرورت آنها را نمی تواند تشخیص بدهد و شخص کوچکترین توجهی به این ندارد که برای برآوردن نیازهای عصبی خودش باید امکان پذیر بودن آن ها را نیز در نظر بگیرد مثلا یک شخص عصبی مهرطلب به حکم بایدهای درونی باید مورد توجه و عشق ورزیدن باشد و برایش فرقی نمی کند که شخص مقابل او خاصیت عشق ورزیدن را دارد یانه ؟ و برای اینکه خواسته های آنها در دنیای واقعی کمتر برآورده می شود به دنیای تخیل پناه می برند .

مثلا فردی که از خودش انتظار دارد که در بسیاری از زمینه ها معلوماتش وسیع باشد . موسیقی , اقتصاد

سیاست , ستاره شناسی , اتم و خلاصه همه چیز بداند . ضمنا بخواهد که شوهر و پدر ایده آلی هم باشد و بیش از اندازه به زن و فرزندش برسد و وقت وفکر خود را برای بهبود زندگی آنها بکار ببرد . در عین حال باید کارمند خوب و وظیفه شناسی هم باشد و حتی خارج از وقت برای مؤسسه یا اداره اش کار کند .باید نوع دوست و فداکار هم باشد و مقداری از وقت و انرژی اش را صرف خدمت به بشریت کند . البته انجام همه این ها برای هیچ انسانی که وقت و انرژی اش محدود است میسر نخواهد بود . ولی آدم عصبی به حکم بایدهای گوناگون , از خودش توقع دارد که همه اینهاررا به نحو عالی وکامل انجام دهد .

گاهی بعضی توقعات از خود , فی نفسه غیر ممکن و خیالی نیست ؛ منتهی در شرایط و امکانات یک شخص بخصوص ناشدنی است . مثلا کسی که عصبیتش شدید است و ریشه های عمیقی د رشخصیتش دوانده است از خودش انتظار دارد که در مدت کوتاهی همه مشکلاتش را ازبین ببرد . ممکن است شخصی هوشش زیاد باشد و بتواند مشکلات عصبی خود را در مدت کوتاهی تشخیص دهد و به اتکا همین هوش زیاد از خودش توقع داشته باشد که مشکلاتش فورا حل کند و در حالی که رفع عصبیت و مشکلات روانی ارتباط کمی با هوش دارد . رفع ناراحتی های روانی بستگی به شدت ساختمان عصبیت , شدت مقاومت ها و همچنین زنده وفعال بودن نیروهای مثبت و سازنده وجود شخص دارد . پس در اینجا می بینیم شخص به حکم بایدها توقع زیادی و غیر عملی از هوش خودش دارد.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *