Cart

انسان وقتی که درگیر گذشته باشد نمی تواند از تمام قدرت ذهنی خودش برای پیشرفت در زندگی و اهدافش استفاده کند . به این دلیل که انرژی فرد صرف اتفاقاتی می شود که در گذشته رخ داده است .

مثلا درگذشته به محض اینکه از کارهای روزمره فارغ می شدم ذهنم مانند یک فیلم تمام خاطرات گدشته را مرور می کرد و به من فرصت نمی داد که به توانایی های ذهنی خودم فراتر ازآن چیزی که بود بیندیشم .

حتی زمانهایی که به کارهای حرفه ای خودم می پرداختم اگر موفقیتی در کارم حاصل نمی شد خودم را قربانی شرایط می دانستم و می گفتم اگر درگذشته پدر و مادرم وظایف خودشان را درست درقبال من انجام داده بودند و مرا وادار به ازدواج زود هنگام نمی کردند من خیلی بهتر و سریعتر به اهدافم می رسیدم .

اینکه خانواده من نتوانسته یا نخواسته بودند وظایف خودشان را درست درقبال من انجام دهند یک طرف قضیه بود و اینکه من غرق در گذشته بودم و با حسرت و بغض زندگی می کردم و اجازه می دادم گذشته سخت و تلخ و ناگوار بر من چیره شود و شادی و آرامش من را بدزدد طرف دیگه قضیه ….

وقتی که شخص آرامش و شادی درونی نداشته باشد نمی تواند از خلاقیت های ذهنی بهره مند باشد.

زمانی که انسان آرامش و شادی درونی داشته باشد از منابع فراوان درونی برای حل مسائل بیرونی استفاده می کند . درون انسان یا همان ضمیرناخودآگاه منبع عظیمی ازتجربیات می باشدکه انسان برای حرکت درمسیر زندگی می تواند از آنها استفاده کند.

و انسان در بخش درونی خودش سرچشمه الهامت فراوان است که فقط در شرایط آرام ذهنی فرد می تواند از آنها استفاده کند . بطور مثال خود من برای مسیر آموزشی ام ازطریق مراقبه ها متجه شدم که رسالت من آموزش خودشناسی به مردم می باشد .

تمام انسانهای موفق وانسانهایی که خدمات چشمگیر انجامداده اندکسانی هستند که توانسته اند به خرد نامحدود درون وصل شوند و به حل مساله یا کشف یا اختراعی دست پیدا کنند . تمام رهبران و مصلح هان بشری نیز از همین قدرت نامحدود درن درراه خدمات بشری به استفاده کرده اند.

نکته مهم و ضروری این است که اگر می خواهید از توانمندی های ذهن خودتان استفاده کنید لازم است که از قلاب گذشته و رفتن به آینده ذهن خودتان را رها سازید.

البته پرداختن به گذشته به منظور عبور از گذشته کار بسیار سختی است اما زمانی که شما موفق به انجام این کار می شوید قطعا آرامش را تجربه خواهید کرد و به شیوه بسیار خلاقانه از ذهن خودتان برای پیشرفت و حل مسائل استفاده خواهید کرد .

به عنوان مثال اگرشما درگذشته توسط والدین مورد اذیت وآزار قرار گرفته اید و بتوانید آنها را ببخشید در زندگی زناشویی و یا در ارتباط با فرزندان خشم و کینه های کهنه و قدیمی را باخود حمل نخواهید کرد و اگر مساله ای اتقاق بیفتد با ذهن باز به حل مساله خواهید پرداخت.

من برای اینکه بتوانید گذشته را رها کنید ۱۰ قدم به شما خواهم گفت که به بخشش کمک خواهد کرد

البته در مورد بعضی از زخمهای کهنه و قدیمی این روش پاسخگو نیست و بایست از روش های دیگری استفاده کرد .

فهرست زیر می تواند به شما کمک کند ازاحساسات منفی نسبت به اتفاقات تلخ رها شوید :

۱)بدانید که همه انسان ها خطا می کنند، این مورد درباره شما هم صدق می کند اگرخودتان یا دیگری اشتباهی می کند نفس عمیق بکشید و به خوتان بگویید هرکسی ممکن است خطا کند و لازم نیست من یا دیگران بی عیب ونقص باشیم و خودتان ودیگران را با خوب و بد وجودشان بپذیرد.

۲)برخورد کردن با وضعیت : اگر باکسی رفتار بدی کرده اید سعی کنید رفتارتان را اصلاح کنید با آن فرد صحبت کنید و از او معذرت خواهی کنید . گاهی فقط لازم است کسی پیشقدم شود .اگر بگویید متاسفم و سعی کنید همه چیز را درست کنید ، شاید آن فرد هم اجازه دهد تا هردوی شما از آسیب ، بهبود یابید. اگر شخص دیگری شمارا آزرده است ، عملی که او مرتکب شده است و چگونگی تاثیرش روی خود را بنویسید . نامه ای برای آن فرد ارسال ، یا با او صحبت کنید . لازم نیست برای بخشیدن کسی ، مسئولیت را ازشانه او بردارید یا رفتارش را تبرئه کنید . گاهی مردم متوجه رفتارشان روی دیگران نمی شوند و هنگامی که کسی این اثرات را به آنها توضیح می دهد ، کمک می کند که آنها به افراد خوبی تبدیل شوند و مجددا آن اشتباهات را تکرار نکنند . حتی اگر آن شخص آگاهی کامل نسبت به کاری که درحق شما انجام داده است ، بیان تاثیر آن رفتار بر شما این بار را از سینه شما برمی دارد ، حتی اگر آن شخص به حرف شما گوش ندهد و ازشما عذرخواهی نکند . شما بدانید که نمی توانید دیگران را تغییر دهید یا کنترل کنید شما می توانید خودتان راتغییر دهید .

۳)احساس خود رابیان کنید : اگر کسی که نسبت به او کینه یا احساسی دردناک دارید زنده نیست یا به او دسترسی ندارید ، نامه ای درباره اتفاقی که افتاده بنویسید و احساسی که درباره آن رویداد دارید ، ذکر کنید و به آن فرد بگویید اگرچه هنوز فراموش نکرده اید ، اما اورا بخاطر آن اتفلق می بخشید . سپس نامه را مهر و موم می کنید وبه بادکنک گره می زنید و به بیرون شهر می برید هنگامی که آن را رها می کنید تصور کنید تمام رنجش قدیمی که داشتید به همرام بادکنک رها شده است .

۴)عذر خواهی آن فرد را با همان قصدی که بیان شده است را بپذیرید :شاید بگویید برای اعتماد دوباره به آن شخص ، نیازمند زمان هستید و لازم است او این اعتماد را به شما بازگرداند . اما چنانچه عذرخواهی اورا بپذیرید و بدنبال تدابیری برای بازسازی رابطه خود باشید ، این فرصت را پیدا می کنید تا کسی را که برای تان اهمیت دارد به رابطه بازگردانید و همچنین رابطه را تقویت کنید .

۵) لازم است گاهی رنج ببرید : ممکن است برای بعضی از افراد زندگی غیر منصانه باشد اما تلخی ها و سختی ها میل به پیشرفت را در در بعضی از افراد بالا می برد .

۶)مطمئن باشید که دیگران را با دید منفی قضاوت نمی کنید . بادیگران همانگونه رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار شود .

۷)در صورت نیاز کمک حرفه ای بگیرید، گاهی وقت ها رها کردن آسیب های گذشته بسیار دشوار است و لازم است که از مشاور یا روان درمانگر کمک بگیری.

۸)ازخودتان بپرسید سرزنش کردن دیگران چه فایده ای دارد ؟ آیا سرزنش کردن چیزی را تغییر می دهد یا فقط باعث اتلاف وقت و انرژی احساسی شما می شود ؟

۹)باصرف زمان برکینه خود تامل کنید : زمانی را در پایان روز صرف کنید تا تصور کنید اگر کینه را رها می کردید ،چقدر زندگیتان فرق می کرد و چگونه این کینه ها شمارا عقب نگه می دارند.

۱۰)بدانید درزندگی چیزهای خوب هم وجود دارد موارد خوب را تقویت کنید و باعث رشد آنها شوید هرچه بیشتر روی چیزهای خوب تمرکز کنید ، زمان کمتری برای تمرکز روی موارد منفی خواهید داشت .

 

 

 

 

 

 

 

 

 .


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *