Cart

شخصیت عصبی قدرت طلب  در دیدگاه کارن هورنای را در وبسایت راز درون دنبال کنید .

 تیپ شخصیت عصبی قدرت طلب انسان بنظر آدم موفقی می آید .کارن هورنای بطور مفصل در کتاب شخصیت عصبی زمانه به ویژگیهای این تیپ شخصیتی پرداخته است که من بخش خیلی کوتاه آنرا در این مقاله ذکر کرده ام

با توجه به اینکه تیپ شخصیت عصبی قدرت طلب با غرور عصبی بنام برتری طلبی بدنبال رسیدن به خواسته هایش هست موفقیت هایی را هم کسب خواهد کرد . بطور مثال یک شخص برتری طلب وقتی می خواهد سرکلاس بهترین شاگرد کلاس شود تمام تلاش خودش را می کند که شاگرد ممتاز شود اما تفاوت یک شخصصیت سالم با یک شخصیت عصبی قدرت طلب در این است که شخص عصبی باید به خواسته اش برسد مثلا دختری برتری طلبی که تصمیم گرفته است رتبه اول کلاس را بدست بیاورد می گوید من حاضرم کور بشوم ولی رتبه اول رل بدست بیاورم ولی شخص سالم می گوید من تلاش خودم را خواهم کرد که رتبه اول را بدست بیاورم و تفاوت دیگر این است که شخص عصبی در همه زمینه ها می خواهد نفر اول شود درصورتی که یک شخص سالم قبول دارد که توانایی هایش محدوداست و نمی تواند در همه زمینه ها برتر باشد . وشخص عصبی براساس توانایی ها و استعدادهای خودش بدنبال خواسته های خودش نمی رود بلکه همان غرور عصبی یعنی بیماری او مرتب به او دستور می دهدکه حتی بدنبال کارهایی که مورد علاقه اش هم نیست برود برای اینکه اثبات کند که می تواند از پس هرکاری بربیاید . و با توجه به اینکه توانایی های انسان محدود است شخصیت عصبی دچار فشار و استرس شدید می شود.

شخصیت عصبی قدرت طلب شاید به ظاهر آدم موفقی بنظر برسد ولی چون مرتب ترس دارد که قدرت او توسط دیگران محدود شود از درون نسبت به انسا نهای دیگر دچار خشم وکینه ونفرت است .

یعنی شخصیت عصبی بنابر ضرورت ماهیت عصبی اش همه چیز را در حد کمال می خواهد وزمانکه به اون کمال نمی رسید دچار افسردگی و انزوا می شود .

شخصیت عصبی قدرت طلب بخاطر اینکه تمام تلاش وکوشش خودرا می کند که به عظمت و قدرتی

مناسب با” خود ایده آلی ” اش برسد آدمی است دچار اضطراب و تضاد است ؛ چون تمام کارهایی که انجام می دهد نقش وفیلم است و از خود واقعی اش جدا و دور افتاده است . مثلا ” خود ایده آل” یک بچه خجالتی شجاع و قهرمان بودن است یا جوان کودن که در تصورخودش را نابغه می پندارد .بعضی ازاین شخصیت های عصبی در تخیل خودشان حوادث و صحنه های جالی می آفرینند.

مثلا پسری درذهنش مهمانی ترتیب می دهد که در آن زیباترین دخترهاعاشقش شده اند و او آنها را رد می کند . درذهنش پول پیدا می کند , به جاه و مقام می رسد , با دختر فلان آدم مهم ازدواج می کند و غیره…….

 


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *