عشق

عشق

عشق چیست را در وب سایت راز درون دنبال کنید. این مقاله به شما کمک می کند نگاه جدیدی به عشق بیندازید.

عشق دردوبعدوجوددارد،افقی وعمودی عشق افقی یعنی عشق دربعد زمان وعشق عمودی بیانگروادی ابدیت وجاودانگی است .

عشق ما دربعد زمان قرارنداردچراکه دربعدزمان لحظه ای وزودگذراست .عشق افقی قلب انسان راآرام نمی کند زیرا قلب انسان بدنبال چیزی است که به هیچ وجه پایانی برآن نباشد.چیزی که برای همیشه باشد.این آرزودرحقیقت آرزوی رسیدن به خداست .،خدا”نامی دیگربرای عشق ابدی است.

ذهن چیزی ازابدیت نمی داند قلب درنیل به ابدیت موج می زند ,قلب ازابدیت حرف می زند

قلب درواقع به دنبال عشقی است که زاییده مراقبه باشد، نه زاییده ذهن .این همان عشق الهی است.عشق واقعی ازمراقبه سربرمی آورد .مراقبه به مثابه یک گل است .که کمک می کند تادربعد عمودی صعود کنی این عشق ابدی است عاری ازهرگونه شرط وشروطی

دلیل اینکه روی دنیا این همه رنج وعذاب هست این است که آدمها

نادان هستندونمی دانند

برروی بوم زندگی چه بکشند برروی این بوم می توان هم محنت ورنج راکشید وهم شادی

خوشبختی شکوه وآزادی انسانی ما

دراین است که این آزادی راداریم.

انسان می تواندموجودی الهی باشد،یایک دیکتاروآدمکش.

آدم خوش بین صبح که ازخواب برمی خیزدمی گوید :”صبح بخیر خدا”وانسان بدبین میگوید:”خدای من بازم صبح شد.هرکس همانطورکه ازلحاظ جسم حدواندازه ای داردازلحاظ روح وعقل هم حد واندازه وظرفیتی دارد. داناکسی است که حدواندازه خود رابشناسد.ممکن یک نفرازبیشترجهات خیلی چیزهارابداندامانسبت به بعضی چیزهاجاهل باشدوآن مساله حدواندازه خودش است.برانسان لازم است قبل ازهرچیزی حدفکری خود رابداند.

اینکه شخص می گویدخسته شده ام ونیرویی احساس نمی کنم برای این است که باخودش روراست نیست وبه این دلیل انرژی نداردکه کاری روکه دوست نداردانجام می دهد.وجودخویش راآنطورکه هست بپذیروبدان که تودرقبال خودت وخدای خودت مسوول هستی نه درمقابل افکاروعقایدکسانی که فکرمی کنندازتوبهترمی دانند.

چگونه بایدزندگی کرد؟

تجربه زندگی بسیارسخت است،فقط درخیال وتصورشیرین است.درواقعیت بسیارتلخ می باشد.برای اینکه آدم زمانی ازچیزی دلسرد می شود که بطورکامل آنراتجربه کرده باشد.چالشهای دنیابرای انسان تمرکزوآگاهی وپختگی می آورد.این آگاهی برای انسان به نردبانی تبدیل می شودکه اززوربازا،بودابوجود می آید.

تنهازمانی می توانید به بعد برترزندگی صعودکنیدکه بعد پست راپشت سرگذاشته باشید.

پاداش رسیدن به مرتبه برترزمانی حاصل می شودکه رنج وعذاب ولذتهای وخوشیهای

مرتبه پست تجربه شده باشدوپشت سرگذاشته باشید.

چگونه می توان بطورکامل زندگی کرد؟

بایست توانایی این راداشت که اندوه راجشن گرفت دراندوه غرق نشد بلکه نظاره گرآن بودوازآن لذت برد.هیچگاه انسان به اندازه ای که غمگین است عمیق نیست.

شادی سطحی است .شادی یک قطب است واندوه یک قطب دیگر.

زندگی که درآن فقط لذت باشد سطح داردولی عمق ندارد وزندگی دراندوه عمق دارد ولی گسترده نیست درحالیکه زندگی متشکل ازهردوبعداست وهمزمان درهردوبعدسطحی وعمق گشترش می یابد.وقتی زندگی رادرکلیت درک کنی آنگاه می توانی جشن بگیری.

زندگی رادرهردوحالت بایست جشن گرفت.جشن گرفتن بایست بی قیدوشرط باشد

جشن گرفتن یعنی شکرگزاری بابت هرآنچه که هست .هررخدادی بایست جشن گرفته شود.

هرگاه به وقت اندوه جشن گرفتی درواقع انرژی موجوددراندوه راتغییر داده ای   بااینکارچیزی به اندوه اضافه می کنی آنرا دگرگون می کند.اگرخشمگین هستی بدن خودرابه حرکت بینداز،حرکاتت درابتدا حاکی ازخشم وغیظ وخشونت خواهد بودولی به تدریج این حرکات نرمترونرمترخواهندبودوناگهان متوجه می شوی که عصبانیت رابه فراموشی سپرده ای انرژی موجوددرخشم به سماع تبدیل شده است.

چراهنگامی که غمگین هستید آوازنخوانید؟آیاتابحال صدای فاخته ای که جفت خویش رامی طلبد شنیده ای؟آوازفاخته درابتدا بار غم دارد ولی به تدریج آکنده ازشادی می شودزیرا

جفتش به تدای اوپاسخ می دهد

 

 

 

 

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *