موفقیت ذهنی یعنی چه ؟

موفقیت ذهنی شامل هرچیزی که مربوط به ذهن می باشد , مثل قدرت یادگیری یا تمرکز ذهن یعنی استفاده از بالاترین ظرفیت دهن برای پیشرفت .
موفقیت ذهنی فراتر از اینهاست که دراین مقاله به توضیح آن خواهم پرداخت

موفقیت ذهنی نقش کلیدی و اساسی برای پیشرفت دارد , آنچه که در موفقیت ذهنی نقش بسیار اساسی دارد این است بار ناخودآگاه را از حجم سنگین آسیب ها , تلخی ها , شکستها و درکل آنچه فرد را به جسد مرده گذشته متصل می کند جدا کرد .

یکی از مسیرهای بسیار مهم که هر انسانی برای موفقیت خودش بایست بردارد این است که شخص اقدام به خودشناسی کند . خودشناسی به فرد کمک می کند که بداند ذهنش درگیر چه موضوعاتی می باشد .

بنابراین اولین گام برای موفقیت ذهنی خودشناسی می باشد . بر فرض مثال فردی که دچار وسواس فکری یا دچار خشم یا خودخوری و…. می باشد چنین شخصی مثلا اگر یک مهندس بسیار موفقی هم باشد اگر خودش را در جنبه های مختلف بررسی نکرده باشد قطعا ازظرفیت های ذهنی خودش نمی تواند در جنبه های مختلف زندگی استفاده کند و همین مهندسی که ممکنه در محیط کار بقیه جلوی او خم و راست می شوند , در محیط خانه با فرزند نوجوان یا با همسر خودش نمیتواند ارتباط خوب و محبت آمیز برقرار کند .

موفقیت ذهنی حاصل آرامش درون می باشد و اگر شخصی در یک زمینه موفق می باشد اما در سایر زمینه های زندگی موفق نیست نمی توان گفت این شخص دارای موفقیت ذهنی می باشد , بلکه می توان گفت این شخص براساس یکی ازغرورهای عصبی توانسته است در یک جنبه از زندگی پیشرفت کند .

موفقیت ذهنی به فرد کمک می کند زندگی متعادلی در زمینه فردی , خانوادگی , اجتماعی , شغلی و معنوی برای خودش ایجاد کند .

خود من در گذشته بقدری غرق غرور عصبی مهر طلبانه خودم بودم که از خیلی چیزها می گدشتم و برای همین اگر در زمینه تحصیلات رشد می کردم در زمینه اجتماعی می درخشیدم در زمینه معنوی و مالی دچار مشکل بودم مثلا خیلی جاها ازحق و حقوق خودم می گذشتم که باعث ناراحتی عزیزانم نشوم .

و اگر غرورهای عصبی به درستی شناخته شوند و ما بدنبال برطرف کردن یا اصلاح کردن آنها باشیم می توانیم به موفقیت ذهنی همه جانبه دست پیداکنیم .

طبق دیدگاه کارن هورنای نظریه پرداز خودکاوی غرورهای عصبی ناشی از ساختار بیمار گونه خانواده می باشد و در یک خانواده بیمار کودک به اندازه ای دچار استرس و اضطراب است که برای رفع فشاراین استرس ها و اضطراب ها کودک به غرورهای عصبی پناه می برد و یک کودک تمام انرژی خودش را صرف غرورهای عصبی می کند و دراین حالت بجای اینکه شخصیت واقعی کودک شکل بگیرد , کودک به شخصیت های کاذب پناه می برد و یک شخصیت کاذب موفقیت ذهنی را برای خودش بوجود می آورد که همان شخصیت کاذب از آن تقاضا می کند مثلا من درگذشته چون شخصیت مهر طلب تأیید طلب ذاشتم رشته تحصیلی را انتخاب کردم که مناسب با تأیید دیگران باشد , نه مناسب با توانایی و هوش فردی خودم اصلا نمی دانستم

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *