Cart

ازآنجایی که فرزند انسان از دوران کودکی یاد گرفته است صفاتی مثل خشم ، خودخواهی ، بی ارزش بودن
راکه منجربه رفتارهای بد می شود انکار کند . یکسری لایه های شخصیتی کاذب در درونش شکل گرفته
است . که این شخصیتهای کاذب هم باعث می شود انسان خود واقعی اش

نباشد و چون فرد را ازخود واقعی
اش دور می کند باعث درد ورنج درونی می شود وتازمانی انسان احساس می کند تحمل این درد ورنج را
دارد اقدام به بهبود بخشی درونی نمی کند.
از آنجاییکه فرد ازدوران کودکی آرام آرام یاد گرفته است که چگونه رفتارهای بدخود راپنهان کند اون
نقابهایی راکه به چهره می زند بعنوان شخصیت اصلی خود پذیرفته است ومثل یک بازیگر وارد عرصه زندگی
می شود که مدام در حال نقش بازی کردن است .
یونگ برای نخستین بارواژه سایه را برای صفاتی که شخص بدلیل ترس ، جهل ، خجلت ونبود
عشق طرد کرده است به کار برده است .
درک اصلی یونگ ازسایه ساده است :”سایه آن کسی است که شمانمی خواهید باشید.”
انسان وقتی یک بخش از وجود خود را نمی پذیرد وآنرا انکار می کند این انکار مانع از آن می شود که
شخص تبدیل به آن چیزی شود که واقعا بایست باشد .
سایه درانسان چهره های گوناگون دارد :ترسو ، زیاده خواه ، خشمگین ، کینه توز، پلید ، خودخواه
، فریبکار ، تنبل ، سلطه جو ، متخاصم ، زشت ، نالایق ، بی ارزش ، نق نقو …..
تمام این ویژ گیها که ما آنهارا انکار می کنیم ودر خودمان رد می کنیم ویادربرابر پذیرش آنها مقاومت می
کنیم ، در درون ما رشد می کنند ومدام به مااحساس بی ارزشی را می دهند.
وقتی که تاب وتحمل ما دربرابر این صفات بد خودمان تمام می شود سعی می کنیم یکسری هزینه هاکنیم
وآموزشها ببینیم تا بتوانیم با آنها وارد معامله شودم وبهشون بگیم حالا دست ازسر مابردارید درحالیکه این
صفات به این راحتی دست ازسر مابرنمی دارند .
صفات بد قرار نیست دست ازسر مابردارند به این دلیل که بخشی ازوجود ماهستند . این جنبه های طرد
شده به توجه نیاز دارند ولازم است که اقدامات عملی برای آنها تدارک دیده شود.
صفاتی


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *