اعتماد به نفس

اعتماد به نفس

اعتماد به نفس واقعی زمانی در ما به وجود می آید که نسبت به خودمان شناخت درستی داشته باشیم در واقع اعتماد به نفس بایست براساس خودشناسی باشد 

اعتماد به نفس واقعی و اعتماد به نفس کاذب

زمانی که فرد تحت تأثیر شرایط تربیتی خانواده و نظام آموزشی و فرهنگی قرار می گیرد ممکن است  ارزشمندی را در شخص ایجاد نشده باشد.

شخصی که دارای احساس ارزشمندی نیست ؛ دچار تمایلاتی می گردد که بر اساس آن تمایلات سعی می کند احساس حقارت خودش را بپوشاند و هرکاری را انتخاب می کند بر اساس دستوراتی هست که دیکتاتورهای درونی به او می دهند مثلا دیکتاتور درونی به او می گوید برای اینکه به بقیه نشان بدهی آدم بی عرضه ای نیستی ؛ درس بخوان که رتبه اول کنکور شوی و آن شخص به هرقیمتی که شده باشد تلاش می کند که رتبه اول کنکور را کسب کند ؛ بقیه می گویند آفرین چه اعتماد به نفس خوبی  دارد که باشهامت تمام می گوید من می خواهم رتبه اول کنکور را بدست بیاورم .

یا اینکه شخص بخاطر تحقیرهای دوران کودکی بشدت تلاش می کند به جایگاه بالای اجتماعی برسد و بقیه می گویند ؛ فلانی را ببینید با چه اعتماد به نفس خودش را بالا کشید و در این حالت اعتماد به نفس فرد بر اساس غرورهای عصبی او شکل می گیرد یعنی شخص یکسری تمایلات ناشی از حقارتهای دوران کودکی دارد و در واقع با مکانیسم جبرانی وارد حیطه عمل می شود .

اینگونه اعتماد به نفس از یکسو خوب است بخاطر اینکه فرد پیشرفت کرده است اما از یکسو مخرب هست چون بر مبنای تمایلات و استعداد واقعی فرد نیست و بخاطر اینکه یکسری غرورهای عصبی در فرد شکل گرفته است ( کارن هورنای ؛ رشد آدمی و عصبیت ) فرد دچار کمالگرایی و بیش خواهی می شود و این بیش خواهی فرد را به شکل سیری ناپذیری به سمت موفقیت می کشاند و ما از یکسو می بینیم که شخص با اعتماد به نفس خوبی پیش می رود ولی از سوی دیگرممکن است  این خبر را  بشنویم که فلان بازیگر مشهور سینما یا فلان فرد مشهور سیاسی دچار مشکلات اخلاقی شده اند و این بیانگر این حقیقت تلخ می باشد که اعتماد به نفس آنها بر اساس عزت نفس نبوده است بلکه برای جبران کمبود عزت نفس بوده است و شخصی که عزت نفس خوبی ندارد از درون احساس بی ارزشی و پوچی می کند و هرکاری را انجام می دهد که درد ناشی از احساس بی ارزشی را فراموش نماید .

عزت نفس جوهره اصلی شخصیت انسان است ( کارن هورنای ؛ خودکاوی ) و زمانی که آسیب می بیند بایست حتما مورد ترمیم و بازسازی قرار بگیرد وگرنه شخص در یک دور باطل از غرورهای عصبی دست و پا می زند و هیچ موقع از خودش رضایت درونی نخواهد داشت .

برای داشتن اعتماد به نفس واقعی بایست اعتماد به نفس بر اساس عزت نفس و خو دشناسی باشد یعنی اینکه فرد ابتدا از طریق واکاوی اقدام به خودشناسی نماید (پیشنهاد می کنم برای شناخت غرورهای عصبی کتاب عصبیت و رشد آدمی از کارن هورنای را حتما مطالعه نمایید )

زمانی که شخص اقدام به خودشناسی می کند و مسائل درونی خودش را می شناسد و با کمک یک فرد متخصص به درمان آسیب های درونی خودش و به ترمیم عزت نفس خودش می پردازد می تواند برای توانایی های درونی خودش برنامه ریزی کند و برای خودشکوفایی خودش اقدام نماید و در این حالت شخص به هر موفقیتی دست پیدا کند احساس رضایت و خشنودی درونی خواهد کرد فرقی نمی کند  شخص یک سرآشپز ماهرشود یا یک فضانورد در هر دو حالت پون پیشرفت فرد بر مبنای توانایی درونی خودش می باشد دارای اعتماد به نفس واقعی می گردد و از حرفه و زندگی خودش لذت می برد .

 

 

درباره نویسنده: شهناز غفاری

مطالب زیر را حتما بخوانید

2 دیدگاه

  1. بنظر من آدم باید بگرده و دنبال خواسته ها و علایقش بره نه اینکه به نظرات بقیه اهمیت نده ولی علاقه ش رو به بقیه چیزا ارجحیت بده

    1. نرجس بانو سلام
      متشکرم از دیدگاهی که برای ما گذاشتید
      سال جدید براتون سرشار از آگاهی و اتفاقات عالی باشد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *